تبلیغات
دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام - مطالب ابر دانشگاه امام صادق
دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق(علیه السلام)،نهادی خودجوش است که در سال 1369 توسط عده ای از دانشجویان علاقمند به قرآن ،تاسیس شد و تا کنون به نعمت الهی فعالیت می نماید.
قرآن کریم ، کلام خداوند تبارک وتعالی و کتاب آسمانی ما مسلمانان است. قرآن قانون زندگی و شفای دلهای بیمار و عاشقان درگاه الهی است. قرآن كتاب انسانسازیست و سرچشمه هر چیزی است که انسان در مسیر تکامل وتعالی خود بدان نیاز دارد. اعتقاد ما بر این است که بایستی قرآن را در تمام شئونات زندگی فردی واجتماعی (در حد توان) وارد نمود تا از شکایت پیامبر در باب مهجوریت آن رهایی یافت. ما براین باوریم ، مادام كه در پناه قرآن هستیم بر دشمنان غلبه خواهیم كرد و این قرآن است كه ما را به مقاصد عالیه ای كه در باطن ذاتمان توجه به او هست و خودمان نمی دانیم هدایت می كند.این وظیفه قشر فرهیخته جامعه خصوصا دانشجویان واساتید وطلاب است که با قرار دادن قرآن و عترت به عنوان محط نظر و مقصد اعلای خود ،ابتدائا خود قرآنی شوندو سپس انسان قرآنی ایجاد كنند و جامعه آرمانی خود را بر پایه این معارف بسازند.

مدیر وبلاگ :دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام

آیه‏ای كه در سوره مباركه رعد است این مطلب را بیان می‏كند كه میان «حقیقت بودن» و «مفید بودن» در مسائل كلّی تلازم است، و تلازم را از این طرف بیان می‏كند كه هرچه حقیقت است مفید هم هست. قرآن در آنجا مثلی می‏آورد:

«انزل من السّماء مآء فسالت او دیة بقدرها فاحتمل السّیل زبدا رابیا و ممّا یوقدون علیه فی النّار ابتغاء حلیة او متاع زبد مثله كذلك یضرب اللّه الحقّ و الباطل، فامّا الزّبد فیذهب جفاء و امّا ما ینفع النّاس فیمكث فی الارض، كذلك یضرب اللّه الامثال» .

رعد/ 17

 آب باران می‏آید، سیل جاری می‏شود و در كوهها و دمنها می‏ریزد. سیل كه حركت می‏كند، در خلال حركتش تدریجا كفی به وجود می‏آورد. كف آنقدر زیاد می‏شود كه روی آب را می‏گیرد به طوری كه انسان فقط كف را می‏بیند و آب را نمی‏بیند و حال آنكه آن نیرویی كه سیل را حركت می‏دهد نیروی آب است و كف اگر حركت می‏كند با نیروی آب حركت می‏كند نه با نیروی خودش.

قرآن می‏گوید: كف به سرعت از بین می‏رود اما آب به دلیل اینكه نافع است باقی می‏ماند. می‏گوید حق و باطل مثلش این است. باطل امری است كه به تبع حق و در پرتوی آن پیدا می‏شود و از نیروی حق استفاده می‏كند مثل آن كفی كه با نیروی آب حركت می‏كند. اما كف فایده‏ای ندارد، آب است كه به درد زراعت و امور زیاد دیگری می‏خورد. كف زود از بین می‏رود و هوا می‏شود ولی آب در زمین مكث می‏كند.

مثل حق و باطل این است. حقیقت به دلیل اینكه مفید است باقی می‏ماند. قرآن حق را قابل بقا می‏داند و برای آن، حقّ بقا قائل است، ولی برای باطل، حقّ بقای جاودانه قائل نیست، بقای بسیار موقّت و زودگذر قائل است.

عده‏ای گفته‏اند میان «حق» و «مفید» نباید تفكیك كرد، اصلا حق بودن یعنی مفید بودن. شما می‏گویید حق بودن یعنی مطابق با واقع بودن و آنچه در [امور كلی‏] مطابق با واقع است مفید هم هست؛ می‏گویند اصلا «مطابق با واقع» را رها كن، بگو حق بودن یعنی مفید بودن.

ویلیام جیمز  فیلسوف و روان‏شناس بسیار معروف آمریكایی و جهانی نظرش در این باب این است.

مجموعه‏ آثاراستادشهیدمطهری، ج‏13، ص: 452





نوع مطلب : تفسیر قرآن كریم، 
برچسب ها : القرآن عهد اللَّه، دارالقرآن، دارالقرآندارالقرآن دانشگاه امام صادق علیه السلام، دانشگاه امام صادق، دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 3 آبان 1391

آیات سوره رعد: قرآن در آیه 17 این سوره، حقّ و باطل را به صورت مثلی بسیار جالب و پر معنی بیان داشته است:

انْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ اوْدِیَةٌ بِقَدَرِها.

خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد (یعنی آب صاف و پر بركتی). در اثر ریزش این باران بر كوهها و بلندیها، سیلی در وادیها و رودخانه‏ها به اندازه ظرفیّتشان به راه افتاد.

فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَداً رابِیاً

پس این سیل، كفی را روی خود حمل كرد.

وَ ممّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النّار ابْتِغاءَ حِلْیَةٍ اوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ.

همان گونه كه وقتی فلّزی را روی آتش می‏گدازند تا از آن زیور یا وسیله‏ای بسازند چنین كفی در سطح آن آشكار می‏شود (موادّ اصلی ته نشین شده و موادّ زائد و به درد نخور روی آن را می‏گیرد).

كَذلِكَ یَضْرِبُ اللّهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ‏

اینچنین خدا حقّ و باطل را می‏زند.

در اینجا بعضی از مفسّرین گفته‏اند كه یعنی اینچنین خداوند حقّ و باطل را مثال می‏زند، بعضی دیگر گفته‏اند اینچنین خداوند حقّ و باطل را به یكدیگر می‏زند، یعنی اینچنین میان حقّ و باطل تصادم و برخورد واقع می‏شود؛ برخورد حقّ و باطل چیزی است نظیر برخورد آب و كف.

فَامَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفاءً وَ امّا ما یَنْفَعُ النّاسَ فَیَمْكُثُ فِی الْأَرْضِ.

و امّا كف می‏رود و نیست و نابود می‏شود و امّا آنچه به مردم سود می‏رساند در زمین باقی می‏ماند.

به اصطلاح ادبی، اینجا حكمی را معلّق به صفتی كرده است؛ یعنی این صفت علّت آن حكم است. نفرموده آب باقی می‏ماند، فلز باقی می‏ماند، بلكه می‏فرماید آنچه برای مردم نافع است از آن آب و فلز، به اعتبار نافع بودن باقی می‏ماند؛ به دلیل اینكه نافع است، خیر است، سودمند است باقی می‏ماند. یعنی بقا از آن نافع بودن و سودمندی است؛ بی‏سودها، بی‏خاصیّتها، بی‏فایده‏ها حذف شدنی و از بین رفتنی و محكوم‏اند.

كَذلِكَ یَضْرِبُ اللّهُ الْأَمْثالَ.

خدا مثلها را اینچنین بیان می‏كند.

مجموعه‏ آثاراستادشهیدمطهری، ج‏3، ص: 438





نوع مطلب : تفسیر قرآن كریم، 
برچسب ها : القرآن عهد اللَّه، دارالقرآن، دارالقرآندارالقرآن دانشگاه امام صادق علیه السلام، دانشگاه امام صادق، دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 23 مهر 1391

كسانی كه شب برای شب‏خیزی و عبادت بلند می‏شوند، وقتی می‏آیند بیرون برای مثلًا تجدید وضو و می‏رسند زیر آسمان، سنت است كه این آیات سوره آل عمران را بخوانند:

إنَّ فی خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْأرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لَایاتٍ لِاولِی الْألْبابِ. الَّذینَ یَذْكُرونَ اللَّهَ قِیاماً وَ قُعوداً وَ عَلی‏ جُنوبِهِمْ وَ یَتَفَكَّرونَ فی خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْأرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّار

آل عمران / 190

در خلقت این آسمانها و زمین و در این آمد و شد شب و روز نشانه‏هاست، اما برای صاحبان مغز، فكر، عقل (اینجا قرآن مطالبه عقل و فكر می‏كند، می‏گوید كه این نشانه‏ها را درك كنید؛ ظاهربین نباشید، اینها را به عنوان نشانه‏هایی برای حقیقت درك كنید، یعنی اینها نشانه‏هایی است از حقیقتی و از حقی)، اولوا الالبابی كه نه تنها صاحبان خرد و فكر هستند، صاحبان دل هم هستند؛ صاحبْ‏خردان و صاحبدلان.

ببینید قرآن چگونه ضمیمه می‏كند صاحبدل بودن را با صاحب فكر بودن؛ یعنی ایندو [باید] با یكدیگر توأم بشود. «اولُوا الْالْباب» صاحب عقل بودن و صاحب فكر بودن را ذكر می‏كند و «ا لَّذینَ یَذْكُرونَ اللَّهَ قیاماً وَ قُعوداً» صاحبدل بودن را: آنان كه چه در حالی كه ایستاده‏اند و چه در حال نشسته [خدا را یاد می‏كنند.] این ایستاده و نشسته تقریباً دو حال مختلف را بیان می‏كند، نه فقط مقصود همان ایستادن و نشستن ظاهری باشد؛ آن هم بخواهد باشد بالاخره انسان یا ایستاده است یا نشسته است یا خوابیده، هر سه حال را بیان می‏كند: در حالی كه ایستاده‏اند، در حالی كه نشسته‏اند، در حالی كه خوابیده‏اند؛ یعنی یاد خدا از آنها جدا نمی‏شود؛ مثل عاشقی كه به هر چیزی و به هر كاری كه سرگرم باشد در آن عمق دلش همیشه آن معشوق را می‏بیند، یعنی هیچ چیزی نمی‏تواند او را از معشوقش غافل كند. «وَ یَتَفَكَّرونَ فی خَلْقِ السَّمواتِ وَ الْأرْضِ» در خلقت آسمانها و زمین فكر می‏كنند و نتیجه‏ای كه می‏گیرند این است: «رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا» پروردگارا ما می‏دانیم و ایمان داریم كه تو اینها را بیهوده نیافریدی؛ این حركات بیهوده نیست، این آمد و شدها بیهوده نیست. اینها بر اساس حقی و حقیقتی و برای منظورهای حكیمانه‏ای است.

این است كه در اینجا قرآن تعبیرش این است، می‏گوید: فكر كنید، دقت كنید؛ هر چه بیشتر فكر كنید و دقت كنید تا به یك راز پی ببرید.

اینجا یك تعبیر عجیبی است: «می‏بینید در مخلوقات رحمان تفاوت میان اشیاء وجود ندارد». «تفاوت وجود ندارد» یعنی چه؟ آیا تفاوت وجود ندارد یعنی اختلاف و چندگونگی وجود ندارد؟ این را كه خود قرآن جای دیگر تأیید می‏كند و بلكه خودش چندگونگی را یكی از آیات توحید ذكر می‏كند:

«وَ مِنْ ایاتِهِ ... وَ اخْتِلافُ ألْسِنَتِكُمْ وَ ألْوانِكُمْ»

روم/ 22

 اختلاف زبانهای شما جزء آیات و نشانه‏های الهی است.

اختلاف رنگها و نژادها خودش یكی از آیات الهی است. نفس اختلاف و چندگونگی را نه تنها قرآن یك امر زائد و بیهوده‏ای نمی‏داند، جزء دلائل حكمت می‏شمارد. پس تفاوت در اینجا به چه معناست؟ این، تفاوتی است كه با آن اختلاف منافات ندارد. حال قبل از آنكه این [موضوع‏] را توضیح دهم، مطلبی را عرض كنم.

مجموعه ‏آثاراستادشهیدمطهری، ج‏27، ص: 504





نوع مطلب : تفسیر قرآن كریم، 
برچسب ها : القرآن عهد اللَّه، دارالقرآن، دارالقرآندارالقرآن دانشگاه امام صادق علیه السلام، دانشگاه امام صادق، دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 13 مهر 1391

مسأله «عفت زن» برای مرد یك ارزش ذاتی و اصیل دارد. برتراند راسل از آن كسانی است كه علیه این فكر تبلیغ می‏كند (و عجیب است! انحراف از تعلیمات انبیاء است. شما می‏بینید كه در همین دنیایی كه اسمش را «دنیای علم» گذاشته‏اند كار به كجاها می‏كشد!). می‏گوید اصلًا فلسفه عفت چیست؟ بعد فلسفه‏ای برای عفت ذكر می‏كند، می‏گوید فلسفه عفت منحصراً این است كه مرد مثل خود زن علاقه‏مند است كه بچه‏اش مشخص باشد. زن بچه‏اش به هر حال مشخص است چون او می‏فهمد این بچه‏ای است كه از او متولد شده، لهذا برای زن اهمیت ندارد كه با یك مرد آمیزش داشته باشد یا با صد مرد. ولی برای مرد اهمیت دارد چون اگر زنش با مردهای متعددی آمیزش داشته باشد نمی‏داند بچه‏ای كه از او متولد می‏شود بچه خودش است یا بچه خودش نیست. می‏گوید در سابق چون راهی برای این كار نبود فحشاء ممنوع بود یعنی یك زن با غیر شوهر خودش حق تماس نداشت. حالا چون دنیا پیش‏رفته و مخصوصاً وسائل ضد آبستنی پیدا شده است چه مانعی دارد كه یك زن، زن قانونی یك مرد باشد و عشقش با مرد دیگر باشد ولی متعهد شود كه از او آبستن نشود؛ هر وقت خواست آبستن شود با شوهر قانونی‏اش تماس داشته باشد؟

من در بعضی از نوشته‏های خودم این حرفش را نقل و از جنبه‏های مختلف رد كرده‏ام. مسأله عفت و ارزش عفت مسأله دیگری است، هم برای مرد و هم برای زن.

در ارتباط مرد و زن تنها اقناع غریزه جنسی مطرح نیست؛ آن مسأله وحدت، یگانگی و اتحاد روحی بالاتر است و این «بالاتر» مطرح است. قرآن تعبیری دارد می‏فرماید:

وَ مِنْ ایاتِهِ انْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجاً لِتَسْكُنوا الَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً

روم/ 21

در رابطه زوجین مودّت و رحمت را [مطرح می‏كند.] مودّت و رحمت غیر از شهوت است. میان شما وِداد و مهربانی [قرار داد.] وداد و مهربانی یعنی یگانگی.

نمی‏گوید خداست كه شما را طوری قرار داد كه شهوت زن به وسیله مرد و شهوت مرد به وسیله زن اقناع شود؛ آن، جنبه حیوانی قضیه است. شك ندارد كه آن هست ولی آن جنبه اساسی كه پایه زوجیت است آن است كه «وداد و رحمت» گفته می‏شود و مولوی چقدر عالی همین آیه را تفسیر كرده است! می‏گوید شهوت از جنبه حیوانی است، رحمت و وداد است كه جنبه انسانی هم [دارد] و بعد می‏گوید به همین دلیل است كه همیشه زنها بر مردها غالبند. عملًا زن بر مرد غالب است چون مرد محكوم مودّت و رحمتی است كه به زن باید داشته باشد. خیلی عالی و عجیب این حرف را می‏زند!

قرآن می‏خواهد بگوید كه در عالم آخرت [در] آنچه كه مردان از زنان اخروی [بهره می‏برند]- اعم از آنكه آن زنان اخروی «خَیْراتٌ حِسان» الرحمن / 70 دنیا باشند یعنی زنان دنیاشان باشند یا حورالعین‏ها باشند- تنها مسأله جنسی مطرح نیست، مسأله روحی هم مطرح است؛ یعنی چه؟ یعنی زنانی هستند عاشق این مردها، دل در گرو این مردها دارند؛ یعنی یك حالت یگانگی دارند، از غیر اینها چشم بسته‏اند، «قاصِراتُ‏الطَّرْفِ» یعنی چشمشان فقط و فقط به اینها اكتفا كرده است. مسأله این نیست كه بگوییم قانون عفاف در این دنیاست، آنجا كه عفاف [نیست،] چه مانعی‏ دارد كه یك حوریّه مال صد نفر باشد؟ قرآن می‏گوید این حرفها مطرح نیست چون مسأله فقط مسأله ارضاء جنسی نیست، یك امر روحی هم هست و بشر با این نیاز می‏رود؛ حال افرادی بالاتر از این مقامها هستند، آنها سر جای خودشان ولی اكثریت مردم این جزء نیازهایشان است.

 «لَمْ یَطْمِثْهُنَّ انْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جانٌّ» » الرحمن / 74  نه یك زن هرجایی كه گاهی پیش این، گاهی پیش آن؛ هیچ انسی و جنّی با او تماس پیدا نكرده است «كَانَّهُنَّ الْیاقوتُ وَالْمَرْجانُ» الرحمن / 58  گویی در صفا یاقوت یا مروارید هستند یعنی بدنهای اینها این‏طور باصفاست. «هَلْ جَزاءُ الْاحْسانِ الَّا الْاحْسانُ» الرحمن / 60  آیا جزای نیكی جز نیكی خواهد بود؟ یعنی هركس كه در دنیا نیكی كند نیكی می‏بیند. در ذیل همین [آیه است‏] كه وارد شده است كه آیا جزای توحید و «لا الهَ الَّا اللَّهُ» جز بهشت چیز دیگری می‏تواند باشد؟

مجموعه‏ آثاراستادشهیدمطهری، ج‏27، ص: 80





نوع مطلب : تفسیر قرآن كریم، 
برچسب ها : القرآن عهد اللَّه، دارالقرآن، دارالقرآندارالقرآن دانشگاه امام صادق علیه السلام، دانشگاه امام صادق، دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 3 مهر 1391

در مسئله خودی، اینكه ما می‏گوییم انسان باید از لاك خودپرستی خارج شود- كه مقصود خود طبیعی است و همه این را قبول دارند- خارج شدن از لاك خودپرستی و فردپرستی، مراتب و مراحلی دارد. اولین مرحله‏اش غیردوستی است. در واقع مثل این است كه «من» انسان- به تعبیر راسل در كتاب امیدهای نو و بعضی دیگر- توسعه می‏یابد. آنها چون «من» را فقط «من» طبیعی می‏دانند، قهراً از اینجا شروع می‏كنند. مثلًا یك كودك فقط در همان من فردی خودش است و فقط خودش را می‏بیند و همه چیز را برای خود فردی می‏خواهد، حتی به پدر و مادر هم به چشم وسیله و ابزار برای خودش نگاه می‏كند. در دوران جوانی كه عشقی پیدا می‏كند و همسری انتخاب می‏نماید، برای اولین بار این احساس در او پیدا می‏شود كه به یك شخص دیگر مانند خود علاقه دارد (البته در همه این‏طور نیست) یعنی از خود بدر می‏آید، خودش و او یكی می‏شوند و همه چیز را برای این خود بزرگتر می‏خواهد.

مجموع دو «خود» یك «خود» شده‏اند. البته این در شرایطی است كه شخص واقعاً یك عُلقه‏ای به طرف پیدا كند، علقه مؤانست و به تعبیر قرآن وداد و رحمت:

وَ مِنْ ایاتِهِ انْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجاً لِتَسْكُنوا الَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً انَّ فی ذلِكَ لَایاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرونَ

روم/ 21

تا وقتی كه رابطه زوجین با یكدیگر رابطه شهوانی یعنی رابطه جنسی است، قهراً اینها به هم به چشم یك ابزار نگاه می‏كنند. رابطه جنسی یك امر حیوانی و طبیعی است. برای اطفای غریزه جنسی، زن برای مرد یك ابزار بیشتر نیست و مرد هم برای زن یك ابزار است. ولی مسئله زوجین و كانون خانوادگی و فلسفه خانوادگی و روح خانوادگی عبارت است از روح مافوق غریزه جنسی كه میان دو نفر پیدا می‏شود؛ یعنی شخصیت یكدیگر را دوست دارند و تا سنین پیری كه دیگر مسئله غریزه جنسی بكلی ضعیف یا نابود می‏شود، علقه خانوادگی و محبت میانشان هست و روز به روز هم شدیدتر می‏شود و حتی به گفته علمای جدید مثل ویل دورانت در كتاب لذات فلسفه علقه زوجین به یكدیگر در اثر معاشرت و تماس زیاد شدت پیدا می‏كند و آنقدر اثر می‏گذارد كه كم كم قیافه‏های آنها شبیه هم می‏شود، یعنی تدریجاً روحهای آنها آنقدر با هم انطباق پیدا می‏كنند كه كم كم اجسام آنها نیز با هم انطباق پیدا می‏كنند و قیافه‏ها به یكدیگر شبیه می‏شود. این اولین مرحله‏ای است كه انسان از لاك خود فردی خارج می‏شود. و به همین دلیل ازدواج در اسلام جنبه اخلاقی دارد با اینكه یك امر شهوانی است، و این تنها امری است كه با وجود اینكه پایه طبیعی و شهوانی دارد جنبه اخلاقی نیز دارد. مثلًا هیچ وقت خوردن جنبه اخلاقی پیدا نمی‏كند ولی ازدواج خودش جنبه اخلاقی دارد. و در میان غرایز شهوانی انسان هر غریزه‏ای كه اشباع شود، اشباع آن تأثیری در معنویت انسان ندارد جز غریزه جنسی. لهذا ازدواج از نظر اسلام سنت و مستحب تعبیر شده.

مجموعه ‏آثاراستادشهیدمطهری، ج‏22، ص: 677





نوع مطلب : تفسیر قرآن كریم، 
برچسب ها : القرآن عهد اللَّه، دارالقرآن، دارالقرآندارالقرآن دانشگاه امام صادق علیه السلام، دانشگاه امام صادق، دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 23 شهریور 1391


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی