تبلیغات
دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام - مطالب شهریور 1391
دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق(علیه السلام)،نهادی خودجوش است که در سال 1369 توسط عده ای از دانشجویان علاقمند به قرآن ،تاسیس شد و تا کنون به نعمت الهی فعالیت می نماید.
قرآن کریم ، کلام خداوند تبارک وتعالی و کتاب آسمانی ما مسلمانان است. قرآن قانون زندگی و شفای دلهای بیمار و عاشقان درگاه الهی است. قرآن كتاب انسانسازیست و سرچشمه هر چیزی است که انسان در مسیر تکامل وتعالی خود بدان نیاز دارد. اعتقاد ما بر این است که بایستی قرآن را در تمام شئونات زندگی فردی واجتماعی (در حد توان) وارد نمود تا از شکایت پیامبر در باب مهجوریت آن رهایی یافت. ما براین باوریم ، مادام كه در پناه قرآن هستیم بر دشمنان غلبه خواهیم كرد و این قرآن است كه ما را به مقاصد عالیه ای كه در باطن ذاتمان توجه به او هست و خودمان نمی دانیم هدایت می كند.این وظیفه قشر فرهیخته جامعه خصوصا دانشجویان واساتید وطلاب است که با قرار دادن قرآن و عترت به عنوان محط نظر و مقصد اعلای خود ،ابتدائا خود قرآنی شوندو سپس انسان قرآنی ایجاد كنند و جامعه آرمانی خود را بر پایه این معارف بسازند.

مدیر وبلاگ :دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام

در مسئله خودی، اینكه ما می‏گوییم انسان باید از لاك خودپرستی خارج شود- كه مقصود خود طبیعی است و همه این را قبول دارند- خارج شدن از لاك خودپرستی و فردپرستی، مراتب و مراحلی دارد. اولین مرحله‏اش غیردوستی است. در واقع مثل این است كه «من» انسان- به تعبیر راسل در كتاب امیدهای نو و بعضی دیگر- توسعه می‏یابد. آنها چون «من» را فقط «من» طبیعی می‏دانند، قهراً از اینجا شروع می‏كنند. مثلًا یك كودك فقط در همان من فردی خودش است و فقط خودش را می‏بیند و همه چیز را برای خود فردی می‏خواهد، حتی به پدر و مادر هم به چشم وسیله و ابزار برای خودش نگاه می‏كند. در دوران جوانی كه عشقی پیدا می‏كند و همسری انتخاب می‏نماید، برای اولین بار این احساس در او پیدا می‏شود كه به یك شخص دیگر مانند خود علاقه دارد (البته در همه این‏طور نیست) یعنی از خود بدر می‏آید، خودش و او یكی می‏شوند و همه چیز را برای این خود بزرگتر می‏خواهد.

مجموع دو «خود» یك «خود» شده‏اند. البته این در شرایطی است كه شخص واقعاً یك عُلقه‏ای به طرف پیدا كند، علقه مؤانست و به تعبیر قرآن وداد و رحمت:

وَ مِنْ ایاتِهِ انْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجاً لِتَسْكُنوا الَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً انَّ فی ذلِكَ لَایاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرونَ

روم/ 21

تا وقتی كه رابطه زوجین با یكدیگر رابطه شهوانی یعنی رابطه جنسی است، قهراً اینها به هم به چشم یك ابزار نگاه می‏كنند. رابطه جنسی یك امر حیوانی و طبیعی است. برای اطفای غریزه جنسی، زن برای مرد یك ابزار بیشتر نیست و مرد هم برای زن یك ابزار است. ولی مسئله زوجین و كانون خانوادگی و فلسفه خانوادگی و روح خانوادگی عبارت است از روح مافوق غریزه جنسی كه میان دو نفر پیدا می‏شود؛ یعنی شخصیت یكدیگر را دوست دارند و تا سنین پیری كه دیگر مسئله غریزه جنسی بكلی ضعیف یا نابود می‏شود، علقه خانوادگی و محبت میانشان هست و روز به روز هم شدیدتر می‏شود و حتی به گفته علمای جدید مثل ویل دورانت در كتاب لذات فلسفه علقه زوجین به یكدیگر در اثر معاشرت و تماس زیاد شدت پیدا می‏كند و آنقدر اثر می‏گذارد كه كم كم قیافه‏های آنها شبیه هم می‏شود، یعنی تدریجاً روحهای آنها آنقدر با هم انطباق پیدا می‏كنند كه كم كم اجسام آنها نیز با هم انطباق پیدا می‏كنند و قیافه‏ها به یكدیگر شبیه می‏شود. این اولین مرحله‏ای است كه انسان از لاك خود فردی خارج می‏شود. و به همین دلیل ازدواج در اسلام جنبه اخلاقی دارد با اینكه یك امر شهوانی است، و این تنها امری است كه با وجود اینكه پایه طبیعی و شهوانی دارد جنبه اخلاقی نیز دارد. مثلًا هیچ وقت خوردن جنبه اخلاقی پیدا نمی‏كند ولی ازدواج خودش جنبه اخلاقی دارد. و در میان غرایز شهوانی انسان هر غریزه‏ای كه اشباع شود، اشباع آن تأثیری در معنویت انسان ندارد جز غریزه جنسی. لهذا ازدواج از نظر اسلام سنت و مستحب تعبیر شده.

مجموعه ‏آثاراستادشهیدمطهری، ج‏22، ص: 677





نوع مطلب : تفسیر قرآن كریم، 
برچسب ها : القرآن عهد اللَّه، دارالقرآن، دارالقرآندارالقرآن دانشگاه امام صادق علیه السلام، دانشگاه امام صادق، دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 23 شهریور 1391

حال ممكن است شما سؤال دیگری بكنید بگویید چرا در خلقت، افراد متساوی آفریده نشده‏اند؟ چرا خدا در اصل، این عدالت را- العیاذ باللَّه- عمل نكرد كه همه مردم را از هر جهت متساوی آفریده باشد؟ شكلها همه متساوی، اندامها متساوی، رنگها متساوی، استعدادها متساوی، ذوقها متساوی، درست مثل اجناس فابریك، مانند لوله‏های لامپا كه از كارخانه بیرون می‏آیند و تمامشان مثل یكدیگرند.

كمال از اختلاف پیدا می‏شود. این اختلاف سطح‏های مختلف است كه حركتها را به وجود آورده است. اصلًا اگر من و شما همه همشكل بودیم، همفكر بودیم، هم استعداد بودیم، هم ذوق بودیم، من دنبال همان كاری می‏رفتم كه شما رفته‏اید و شما دنبال همان كاری می‏رفتید كه من رفته‏ام، هیكل و قیافه من همان بود كه شما دارید و هیكل و قیافه شما همان بود كه من دارم، هرچه من دارم شما داشتید و هرچه شما دارید من داشتم، من اینجا چكار می‏كردم و شما اینجا چكار می‏كردید؟

اصلًا چرا شما رفتید دنبال تجارت و من رفتم دنبال تحصیل علم؟ هردو از یك راه می‏رفتیم. از اختلاف و تفاوت است. این اختلاف و تفاوت، نقص و كمال نیست.

نمی‏شود گفت یكی ناقصتر است و دیگری كاملتر. هركس در راه خودش كامل است ولی همه ناقصند. اجتماع كامل است، مجموع كامل است. گفت: ابروی كج ار راست بُدی كج بودی. بینی باید باشد، ابرو هم باید باشد. بینی باید راست باشد، ابرو باید كج باشد. بینی اگر مثل ابرو كج بود، بد بود. ابرو هم اگر مثل بینی راست بود، بد بود. ابرو همان كجش مطلوب است، بینی همان راستش مطلوب است.

جهان چون چشم و خال و خطّ و ابروست             كه هرچیزی به جای خویش نیكوست‏

 در اثر اختلاف سطحهاست كه حركت پیدا می‏شود. تا كسی چیزی را نداند و دیگری آن چیز را فاقد نباشد، اصلًا تعلیم و تعلم صورت نمی‏گیرد. همینهاست كه‏ سبب شده افراد، یكدیگر را جذب كنند. علت اینكه افراد اجتماع یكدیگر را جذب كرده و دفع نمی‏كنند همین است. اگر همه علی السویه بودند امكان نداشت كه افراد اجتماع یكدیگر را جذب كنند. همین‏طور است كه سنگها همدیگر را جذب نمی‏كنند و به اصطلاح دور یكدیگر جمع نمی‏شوند. افراد بشر اگر همه همان چیزی را داشته باشند كه دیگران دارند، امكان ندارد كه یكدیگر را جذب كنند.

این اختلافی كه میان زن و مرد هست و میان زنها با یكدیگر و مردها با یكدیگر نیست، تدبیر بزرگی است در خلقت برای اینكه كانون خانوادگی تشكیل بشود، تا اینكه مردی زنی را به همسری و زنی مردی را به همسری انتخاب كند و قوانین تشكیل كانون خانوادگی صورت بگیرد. چون مرد چیزهایی دارد كه زن ندارد و زن چیزهایی دارد كه مرد ندارد، این تجاذب میان آنها وجود دارد. زنها همدیگر را جذب نمی‏كنند، مردها نیز همدیگر را جذب نمی‏كنند ولی زنها مردها را جذب می‏كنند و مردها زنها را. علتش همین اختلاف است. پس خیال نكنید كه زن و مرد در خلقت برابر باشند.

اصلًا قرآن همین اختلاف را یكی از آیات قدرت پروردگار ذكر می‏كند:

وَ مِنْ ایاتِهِ خَلْقُ السَّمواتِ وَ الْارْضِ وَ اخْتِلافُ الْسِنَتِكُمْ وَ الْوانِكُمْ

روم/ 22

 یكی از آیات حكمت پروردگار [آفرینش آسمانها و زمین و نیز] این است كه همه شما یكزبان نیستید، یكرنگ نیستید، قیافه هایتان و آنچه دارید مختلف است. اجتماعات هم همین‏طور است:

كانَ النّاسُ امَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ

بقره/ 213

آن حدیث هم هست كه فرمود: اخْتِلافُ امَّتی رَحْمَةٌ كه در بعضی روایات وارد شده نه منظور جنگ است، بلكه تفاوت است. اینكه یك تفاوتهایی میانشان باشد خودش رحمت است.

پس اگر بخواهیم عدالت را به معنای مساوات تعریف كنیم و مساوات را هم مساوات در موهبتهای اجتماعی فرض كنیم، غلط است.

مجموعه ‏آثاراستادشهیدمطهری، ج‏21، ص: 207





نوع مطلب : تفسیر قرآن كریم، 
برچسب ها : القرآن عهد اللَّه، دارالقرآن، دارالقرآندارالقرآن دانشگاه امام صادق علیه السلام، دانشگاه امام صادق، دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 13 شهریور 1391

در آیه قرآن، آنجا كه پیوند زوجیت را یكی از نشانه‏های وجود خداوند حكیم علیم ذكر می‏كند، با كلمه «مودّت» و «رحمت» یاد می‏كند (چنانكه می‏دانیم «مودّت» و «رحمت» با شهوت و میل طبیعی فرق دارد)، می‏فرماید:

وَ مِنْ ایاتِهِ انْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجاً لِتَسْكُنوا الَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً

روم/ 21

یكی از نشانه‏های خداوند این است كه از جنس خود شما برای شما جفت آفریده است ... و میان شما و آنها مهر و رأفت قرار داده است.

مولوی چه خوب این نكته را دریافته است آنجا كه می‏گوید:

زُیِّنَ لِلنّاس حق آراسته است

زانچه حق آراست كی تانند رست

چون پی یَسْكُنْ الَیْهاش آفرید

كی تواند آدم از حوّا برید

اینچنین خاصیتی در آدمی است

مهر، حیوان را كم است، آن از كمی است

مهر و رقّت وصف انسانی بود

خشم و شهوت وصف حیوانی بود

ویل دورانت این صفا و صمیمیت را كه پس از خاتمه شهوت نیز دوام پیدا می‏كند این‏طور توصیف می‏كند:

 «عشق به كمال خود نمی‏رسد مگر آنگاه كه با حضور گرم و دلنشین خود تنهایی پیری و نزدیكی مرگ را ملایم و مطبوع سازد. كسانی كه عشق را فقط میل و رغبت می‏دانند فقط به ریشه و ظاهر آن می‏نگرند. روح عشق حتی هنگامی كه اثری از جسم بجا نمانده باشد باقی خواهد بود. در این ایام آخر عمر كه دلهای پیر از نو با هم می‏آمیزند، شكفتگی معنوی جسم گرسنه به كمال خود می‏رسد.»

با همه اختلافی كه میان این دو نوع عشق وجود دارد و یكی مشروط به هجران است و دیگری به وصال، یكی از نوع ناآرامی و كشش و شور است و دیگری از نوع آرامش و سكون، در یك جهت مشتركند: هر دو گلهای باطراوتی می‏باشند كه فقط در اجتماعاتی كه بر آنها عفاف و تقوا حكومت می‏كنند می‏رویند و می‏شكفند. محیطهای [اشتراكی‏] جنسی یا شبه اشتراكی جنسی نه قادرند عشق به اصطلاح شاعرانه و رمانتیك به وجود آورند و نه می‏توانند در میان زوجین آنچنان صفا و رقّت و صمیمیت و وحدتی- كه بدان اشاره شد- به وجود آورند.

مجموعه ‏آثاراستادشهیدمطهری، ج‏19، ص: 673





نوع مطلب : تفسیر قرآن كریم، 
برچسب ها : القرآن عهد اللَّه، دارالقرآن، دارالقرآندارالقرآن دانشگاه امام صادق علیه السلام، دانشگاه امام صادق، دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 3 شهریور 1391





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی