تبلیغات
دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام - تدبّر در سوره انفطار
دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق(علیه السلام)،نهادی خودجوش است که در سال 1369 توسط عده ای از دانشجویان علاقمند به قرآن ،تاسیس شد و تا کنون به نعمت الهی فعالیت می نماید.
قرآن کریم ، کلام خداوند تبارک وتعالی و کتاب آسمانی ما مسلمانان است. قرآن قانون زندگی و شفای دلهای بیمار و عاشقان درگاه الهی است. قرآن كتاب انسانسازیست و سرچشمه هر چیزی است که انسان در مسیر تکامل وتعالی خود بدان نیاز دارد. اعتقاد ما بر این است که بایستی قرآن را در تمام شئونات زندگی فردی واجتماعی (در حد توان) وارد نمود تا از شکایت پیامبر در باب مهجوریت آن رهایی یافت. ما براین باوریم ، مادام كه در پناه قرآن هستیم بر دشمنان غلبه خواهیم كرد و این قرآن است كه ما را به مقاصد عالیه ای كه در باطن ذاتمان توجه به او هست و خودمان نمی دانیم هدایت می كند.این وظیفه قشر فرهیخته جامعه خصوصا دانشجویان واساتید وطلاب است که با قرار دادن قرآن و عترت به عنوان محط نظر و مقصد اعلای خود ،ابتدائا خود قرآنی شوندو سپس انسان قرآنی ایجاد كنند و جامعه آرمانی خود را بر پایه این معارف بسازند.

مدیر وبلاگ :دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

بخوان این سوره را به نام خدای رحمتگر مهربان

آیه ۱ – ۵

إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ (۱)وَ إِذَا الْکَواکِبُ انْتَثَرَتْ (۲)وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ (۳)

وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ (۴)عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ (۵)

همه چیز با انسجام و یکپارچگی خاص خود پابرجاست: آسمان بدون هیچ رخنه ای، همچون سقفی استوار، بالای سرشان است و ستارگان با نظم و هماهنگی همیشگی، در فضا شناورند و دریاها حجم بی حسابی از آب را دورن خود جای داده‌اند و به خشکی متعرض نمی شوند. مردگان زیر خروارها خاک خوابیده اند و دیگر نه از خودشان خبری هست و نه از عقاید و علایق و اعمالشان؛ گویا همه چیز فراموش می شود و با این حساب، خبری از جزا نخواهد بود و دلیلی برای فرمانبرداری از پروردگار وجود ندارد! خدا را از یاد برده اند و به فرمان او نیستند. آیات وحی اجازه نمی دهد لالایی نظام به ظاهر ثابت و پابرجای عالم، کسی را به خواب غفلت فروبرد، بی آنکه حجتی از جانب خدا برایش آمده باشد.

آن گاه که آسمان شکافته شود«۱» و آن گاه که ستارگان از جای خود در آمده و پراکنده شوند«۲» و آن گاه که دریاها منفجر شوند و درهم ریزند«۳» و آن گاه که گورها براى خارج شدن مردگان، زیر و زَبَر شوند،«۴» هر کسى بداند آنچه را پیش فرستاده و آنچه را پس نهاده است.«۵»

آگاهی انسان از تمام دستاوردهای خویش در هنگامه قیامت

نظام منسجم و به هم پیوسته عالم، از هم خواهد گسیخت و قیامت برپا گشته، انسان از تمام دستاوردهای خود آگاه خواهد شد.

آیه ۶ – ۱۲

یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَریمِ (۶)الَّذی خَلَقَکَ فَسَوَّاکَ فَعَدَلَکَ (۷)

فی‏ أَیِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَکَّبَکَ (۸)کَلاَّ بَلْ تُکَذِّبُونَ بِالدِّینِ (۹)

وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحافِظینَ (۱۰)کِراماً کاتِبینَ (۱۱)یَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ (۱۲)

اى انسان! چه چیز تو را به پروردگار کریمت فریب داد؟ (چه چیز در نظرت جلوه کرد و تو را از پروردگار کریمت غافل ساخت؟)«۶» همان پروردگاری که تو را آفرید، سپس اندامهایت را سامان داد و با توازن دادن آنها تو را تعادل بخشید.«۷» در هر شکلى که خواست، تو را ترکیب کرد.«۸» نه، جاى آن نیست که به پروردگار کریمت فریفته شوى و دنیا در نظرت جلوه کند و از او غافل گردی، بلکه علت اصلی فریفته شدن شما آدمیان این است که روز جزا را دروغ مى انگارید.«۹»

آری، عامل اصلی فریب خوردن شما آن است که جزا را باور ندارید، زیرا حفظ خود و ثبت و ضبط دستاوردهای خود را باور نکرده اید و قطعاً نگهبانانی (فرشتگان) بر شما گمارده شده اند؛«۱۰» بزرگوارانی که اعمال شما را مى نگارند«۱۱» و آنچه را انجام مى دهید، مى‌دانند.«۱۲»

بازداری انسان از فریفته شدن به پروردگار، براثر تکذیب جزا

شما جزا را دورغ می پندارید و به همین دلیل غیر خدا در چشمتان جلوه می کند و از خدا غافل می شوید. بدانید که انسان و تمام افکار و علایق و اعمالش حفظ می گردد و جزا حق است؛ پس مبادا به پروردگار کریمتان فریفته شوید.

آیه ۱۳ – ۱۹

إِنَّ الْأَبْرارَ لَفی‏ نَعیمٍ (۱۳)وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفی‏ جَحیمٍ (۱۴)

یَصْلَوْنَها یَوْمَ الدِّینِ (۱۵)وَ ما هُمْ عَنْها بِغائِبینَ (۱۶)

وَ ما أَدْراکَ ما یَوْمُ الدِّینِ (۱۷)ثُمَّ ما أَدْراکَ ما یَوْمُ الدِّینِ (۱۸)

یَوْمَ لا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئاً وَ الْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ (۱۹)

اصلاً نگران عاقبت اعمال خود نیستند و به مسئله جزا با دید تساهل و تسامح می نگرند و نگرانیهای قلبی خود درباره جزا را با امید واهی به شافعان خیالی، مرهم می گذارند. برای اینکه از خیال و توهم خارج شده، کمی به فکر آن روز باشند، باید بدانند که عاقبت و نتیجه ثبت و ضبط دقیق اعمال چیست؟

به یقین، نیکوکاران در بهشت پرنعمت اند«۱۳» و قطعاً گنهکارانِ کفرپیشه به دوزخ اندرند.«۱۴» روز جزا در آنجا درآیند و همواره در آن بمانند«۱۵» و هرگز از آنجا بیرون نشوند و ناپدید نگردند«۱۶» و تو چه دانی که روز جزا چیست؟«۱۷» و باز چه دانی که جزا چیست؟«۱۸» یاد کن روزى را که هیچ کس به سود کسى قدرت هیچ کارى ندارد؛ نه توان جلب منفعتی و نه قدرت دفع شری نسبت به دیگری دارد و روزى که رستاخیز رخ دهد، آشکار شود که فرمان ازآنِ خداست.«۱۹»

انذار فاجران از عذاب بی چون و چرا در روز جزا

در آن روز از دست هیچ کس کاری برای انسان ساخته نیست و فرمان مطلق از آنِ خداست.

سیر هدایتی سوره

به آسمان می نگرند؛ سالیان سال است که بدون هیچ روزنه و شکافی، بر سرشان سقف بوده و ستارگانش همچون مروارید، در رشته های منظم قرار دارد. به دریا می نگرند؛ با کمال آرامش، آب بسیاری را حفظ کرده است. به زمین می نگرند؛ هزاران هزار مرده را با سرگذشت های مختلف در  خود جای داده و دم بر نمی آورد. در نتیجه این نگاه سطحی، به راحتی به معصیت و فجور روی می آورند و فکری برای عاقبت اعمال نمی کنند.

این سوره مبارکه در چنین فضایی وارد میدان هدایت می شود: ابتدا از هنگامه ای خبر می دهد که تمام این انسجام و یکپارچگی مشهود، برهم ریخته و پیوست عالم دچار گسست می شود. این فضا را به عنوان بستر علم انسان به کرده­های خود ترسیم می کند. سپس خطاب به انسان فاجر و معصیت پیشه کرده، او را نسبت به فریفته شدن به پروردگار کریمش توبیخ می کند؛ پروردگاری که او را آفریده و امرش را تدبیر کرده است؛ چرا که فریفته شدن به چنین پروردگاری هرگز روا نیست، مگر بر اثر تکذیب جزا.

در ادامه، برخلاف دید سهل نگر او، از ثبت و ضبط دقیق اعمال توسط مأموران بزرگوار خدا خبر می دهد و در نهایت، سیاق آخر سوره، پرده پایانی را رونمایی کرده، عاقبتی را که هرکس بر اثر اعمال خود خواهد داشت، نمایش می دهد و بار دیگر بر اتقان و بی اغماض بودن محاکمه تأکید می کند.

بازداری انسان از غرور و فجور

ای انسان! چه چیز در نظرت جلوه کرد و تو را از پروردگار کریمت غافل ساخت و در نتیجه، از فرمان او سر باز زدی؟ این همه، به سبب عدم باور به جزاست. بدان که تو با تمام دستاوردهایت حفظ می­شوی و جزا حتمی است و عاقبت فاجران، جهنم است.

 

استناد و استدلال

تشخیص سیاقهای سوره

این سوره مبارکه دارای سه سیاق است: آیه ۱ – ۵، آیه ۶ – ۱۲ و آیه ۱۳ – ۱۹٫

وجه گسست سیاق دوم از نخست: انفصال ادبی، پایان یافتن شرط و جزای مربوط به قیامت و آغاز سیر تازه مفهومی (وضعیت اعتقادی و رفتاری انسان) در آیه ششم.

وجه گسست سیاق سوم از دوم: انفصال ادبی و آغاز سیر جدید مفهومی (سرنوشت ابرار و فجار در روز قیامت) در آیه پانزدهم.

تشخیص فضای سخن و جهت هدایتی سوره

فضای سخن و جهت هدایتی سیاق نخست

  1. فضای سخن: محتوای این سیاق در قالب شرط و جزا سامان یافته و آیاتی که در جایگاه شرط است، صحنه­هایی از برپایی قیامت را به تصویر کشیده است. شکافته شدن آسمان، از هم پاشیدن نظام ستارگان، انفجار دریاها و زیر و زبر شدن گورها، صحنه های ترسیمی چهار آیه نخست است که هر یک به نوعی، از گسست و در هم ریختگی نظام عالم در هنگامه قیامت خبر می دهد.

آخرین آیه در جایگاه جزا، مبین این حقیقت است که انسان با برپایی قیامت، از تمام دستاوردهای خویش آگاه می شود. این شرط و جزا در فضایی بجاست که مشاهده انسجام و به هم پیوستگی نظام عالم، زمینه ساز غفلت از آگاهی به دستاوردها برای حسابرسی و جزا شده است.

  1. جهت هدایتی: جهت هدایتی این آیات، با توجه به اصالت جزا و لحاظ شرط، قابل تشخیص است: «آگاهی انسان از تمام دستاوردهای خویش در هنگامه قیامت:  نظام منسجم و به هم پیوسته عالم، از هم خواهد گسیخت و قیامت برپا گشته، انسان از تمام دستاوردهای خود آگاه خواهد شد».

فضای سخن و جهت هدایتی سیاق دوم

  1. فضای سخن: فضای این سیاق، فریفته شدن به پروردگار و تکذیب جزا بر اثر غفلت از حفظ دستاوردهای خویش است. بجا بودن آیات ششم تا هشتم، صدق آیه نهم و بجا بودن آیه دهم تا دوازدهم به ترتیب، قرینه های این ادعاست.
  2. جهت هدایتی: آیات این سیاق از دو فراز تشکیل شده است: آیه ششم تا هشتم و نهم تا دوازدهم.

‌أ.در فراز نخست با زبان توبیخ، از انسان پرسیده می شود که چه چیزی تو را به پروردگار کریمت فریفت؟ یعنی چه چیزی در نظر تو جلوه کرد و تو را از پروردگار کریمت غافل ساخت؟ همان کس که تو را آفرید و سامان داد و اعتدال بخشید و در هر صورتی که خواست، ترکیب کرد.

(الکریم) تا انتهای فراز، توصیف (رب) است. این توصیف برای نشان دادن قبح فریفته شدن به پروردگار بیان شده است؛ یعنی فریفته شدن به پروردگار کریمی که خالق و مدبر امر انسان است، از منظر هر فطرت سلیم، قبحی آشکار دارد.

‌ب.«کلاّ» در ابتدای فراز دوم، غرور مذکور در فراز پیشین را ردع می کند؛ یعنی فریفته شدن به پروردگاری این چنین، روا نیست.

«بل» برای اضراب از غرور است و ریشه آن را بیان می کند؛ یعنی علت فریفته شدن شما آدمیان به پروردگار، آن است که جزا را دورغ می شمارید. اگر جزا را باور داشتید، هرگز هیچ امری در نظرتان به گونه‌ای جلوه نمی کرد که شما را از خالق و مدبّرتان غافل سازد.

فریفته شدن به خدایی که بارها و بارها نسبت به وقوع جزا هشدار داده و رسولان خود را برای انذار از آن پی در پی فرستاده است، تنها در صورت تکذیب جزا امکان پذیر است. دروغ دانستن جزا هم از آن روست که معتقد به حفظ آدمی و دستاوردهای او نیستید. از این رو در ادامه، با تأکید فراوان از وجود نگهبانانی بر انسانها و ثبت و ضبط بی کم و کاست دستاوردهای آنها سخن می گوید.

جهت هدایتی این سیاق با نسبت سنجی میان دو فراز پیش گفته مشخص می گردد. وجود «کلاّ» در ابتدای فراز دوم نشان دهنده اصالت فراز اول نسبت به فراز دوم است؛ یعنی بحث تکذیب جزا و پاسخ آن، تابع بحث غرور انسان به پروردگار کریم است.

بنابراین عنوان مناسب برای جهت هدایتی این سیاق چنین است: «بازداری انسان از فریفته شدن به پروردگار، براثر تکذیب جزا: شما جزا را دورغ می‌پندارید و به همین دلیل غیر خدا در چشمتان جلوه می کند و از خدا غافل می شوید. بدانید که انسان و تمام افکار و علایق و اعمالش حفظ می گردد و جزا حق است؛ پس مبادا به پروردگار کریمتان فریفته شوید».

فضای سخن و جهت هدایتی سیاق سوم

  1. فضای سخن: در این سیاق، سخن از عاقبت ابرار و فجّار است، ولی با توجه به  لحن بیان و کثرت آیات مربوط به فجّار، می توان فهمید که فضای سیاق درباره فاجران است. تأکید بر «یوم الدین» در آیات پانزدهم، هفدهم و هجدهم نشان می دهد که فاجران، روز جزا را باور نکرده اند. بجا بودن آیه نوزدهم حاکی از نگاه آمیخته با تسامح فاجران به مقوله جزاست.
  2. جهت هدایتی: این سیاق با دو جمله آغاز می شود: جمله اول بیان عاقبت نیکوی ابرار و جمله دوم، بیان عاقبت سوء فجّار است و بقیه آیات در دامنه جمله دوم مطرح شده است. بنابراین جهت هدایتی این سیاق، از جمله دوم و دامنه تفصیلی آن استفاده می شود.

آیه چهاردهم تا شانزدهم، جحیم را جایگاه بی چون و چرای فجّار در روز جزا دانسته است.

آیه هفدهم تا نوزدهم، ابتدا با تکرار استفهام تعظیمی درباره (یوم الدین)، بر محتوای انذاری فراز اول می‌افزاید و سپس از حاکمیت مطلق فرمان خدا در روز جزا خبر می دهد.

از این رو جهت هدایتی سیاق سوم چنین خواهد بود: «انذار فاجران از عذاب بی چون و چرا در روز جزا: در آن روز از دست هیچ کس کاری برای انسان ساخته نیست و فرمان مطلق از آنِ خداست».

فضای سخن و جهت هدایتی سوره

  1. فضای سخن: فضای سیاق نخست، غفلت از آگاهی یافتن انسان به افکار، علایق و اعمال خویش است. فضای سیاق دوم نیز فریفته شدن به پروردگار و تکذیب جزا بر اثر غفلت از حفظ دستاوردهای خویش است و فضای سیاق سوم، درباره فاجرانی است که جزا را باور ندارند.

جمع فضای این سه سیاق بدین بیان است: فجور که به معنای خروج از فرمان خداست، بروز عملیِ فریفته شدن انسان به خداست؛ یعنی دنیا در نظر انسان جلوه می کند و او را از خدا غافل می سازد و بدین ترتیب، از فرمان خدا سر باز می‌زند. این رذیله در تکذیب جزا ریشه دارد و یکی از عوامل آن، غفلت از حفظ آدمی و ثبت و ضبط دستاوردهای اوست.

  1. جهت هدایتی

‌أ.سیاق نخست، فضای قیامت را ترسیم می کند و در اوج بیان انذازی‌اش، قیامت را ظرف آگاهی انسان از تمام دستاوردهای خود می خواند. این گام هدایتی برای آن است که مبنای مکذّبانة انسان فریب خوردة فاجر بلرزد و او برای دریافت هدایت سوره آماده شود.

‌ب.سیاق دوم، انسان را مخاطب قرار می دهد و او را به سبب توجه به دنیا و غفلت از پروردگار کریمش عتاب می کند. آن‌گاه تکذیب جزا را ریشه اغترار او مطرح کرده، با تأکید بر گماشتگی حافظانی بر انسان، به او اطمینان می دهد که تمام عقاید، علایق و رفتارهایش ثبت و ضبط می شود.

‌ج.سیاق سوم، در ادامه سیاق دوم، صحنه جزا را به تصویر می کشد و پس از اشاره به عاقبت نیکان، عاقبت سوزان و حتمی فاجران را بیان می کند.

بنابراین جهت هدایتی سوره مبارکه با این بیان قابل ذکر است: «بازداری انسان از غرور و فجور: ای انسان! چه چیز در نظرت جلوه کرد و تو را از پروردگار کریمت غافل ساخت و در نتیجه، از فرمان او سر باز زدی؟ این همه، به سبب عدم باور به جزاست. بدان که تو با تمام دستاوردهایت حفظ می شوی و جزا حتمی است و عاقبت فاجران، جهنم است».





نوع مطلب : آشنایی با سوره ها، قرآن خواندن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 10 مهر 1390
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی