تبلیغات
دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام - تدبّر در سوره عبس
دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق(علیه السلام)،نهادی خودجوش است که در سال 1369 توسط عده ای از دانشجویان علاقمند به قرآن ،تاسیس شد و تا کنون به نعمت الهی فعالیت می نماید.
قرآن کریم ، کلام خداوند تبارک وتعالی و کتاب آسمانی ما مسلمانان است. قرآن قانون زندگی و شفای دلهای بیمار و عاشقان درگاه الهی است. قرآن كتاب انسانسازیست و سرچشمه هر چیزی است که انسان در مسیر تکامل وتعالی خود بدان نیاز دارد. اعتقاد ما بر این است که بایستی قرآن را در تمام شئونات زندگی فردی واجتماعی (در حد توان) وارد نمود تا از شکایت پیامبر در باب مهجوریت آن رهایی یافت. ما براین باوریم ، مادام كه در پناه قرآن هستیم بر دشمنان غلبه خواهیم كرد و این قرآن است كه ما را به مقاصد عالیه ای كه در باطن ذاتمان توجه به او هست و خودمان نمی دانیم هدایت می كند.این وظیفه قشر فرهیخته جامعه خصوصا دانشجویان واساتید وطلاب است که با قرار دادن قرآن و عترت به عنوان محط نظر و مقصد اعلای خود ،ابتدائا خود قرآنی شوندو سپس انسان قرآنی ایجاد كنند و جامعه آرمانی خود را بر پایه این معارف بسازند.

مدیر وبلاگ :دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

بخوان این سوره را به نام خدای رحمتگر مهربان

آیه ۱ – ۱۶

عَبَسَ وَ تَوَلَّى (۱)أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى‏ (۲)وَ ما یُدْریکَ لَعَلَّهُ یَزَّکَّى (۳)

أَوْ یَذَّکَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّکْرى‏ (۴)أَمَّا مَنِ اسْتَغْنى‏ (۵)فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى (۶)

وَ ما عَلَیْکَ أَلاَّ یَزَّکَّى (۷)وَ أَمَّا مَنْ جاءَکَ یَسْعى‏ (۸)وَ هُوَ یَخْشى‏ (۹)

فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهَّى (۱۰)کَلاَّ إِنَّها تَذْکِرَةٌ (۱۱)فَمَنْ شاءَ ذَکَرَهُ (۱۲)

فی‏ صُحُفٍ مُکَرَّمَةٍ (۱۳)مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ (۱۴)بِأَیْدی سَفَرَةٍ (۱۵)

کِرامٍ بَرَرَةٍ (۱۶)

رسول خدا برایش قرآن می خوانْد، اما ناگهان چهره در هم کشید و از پیامبر روى برتافت؛«۱» بدان سبب که آن نابینا نزد آن حضرت آمد.«۲»

ای رسول ما که هنوز در پی هدایت او هستی! تو به پاک شدن او امید داری، اما چه چیز تو را آگاه کرد که شاید او پاک گردد«۳» یا به یاد آورد و یادآوری قرآن براى او سودمند افتد؟«۴» امّا آن کس که از هدایت قرآنی بی نیازی جست و با آمدن فرد نابینا به محضرت، از تو روی برتافت،«۵» پس تو به او روى مى آورى و به او مى پردازى؟«۶» در حالى که بر تو گناهی نیست که او پاک نگردد.«۷» امّا آن کس که شتابان نزد تو آمد تا برایش قرآن بخوانی«۸» در حالى که از خدا خشیت داشت«۹» پس تو از او غافل می­شوی؟«۱۰»

نه، مبادا چنین کنى! همانا قرآن به یادآورنده ای عظیم است که خدا را به یاد انسان می آورد.«۱۱» پس هر که بخواهد، او را یاد کند.«۱۲» این قرآن در صحیفه هاى ارجمندِ«۱۳» بلندمرتبه ی پاک گشته از باطل و بیهودگی است؛«۱۴» صحیفه هایی که به دست سفیرانِ«۱۵» گرامیِ نیکوکار (فرشتگان وحی) است.«۱۶» بنابراین شأن قرآن بالاتر از آن است که با اصرار برای کسی خوانده شود و او از آن بی نیازی بجوید و روی برگرداند.

بازداری پیامبر(صلی‏الله‏علیه‏وآله) از تصدّی مسئولانه نسبت به تزکیه کسی که خود را از قرآن بی نیاز می بیند

ای رسول ما! برخی خود را از هدایت قرآن بی نیاز می بینند و با توهم شرف و مقام برای خویشتن، از تو روی­گردانند. نسبت به تزکیه آنان مسئول نیستی، پس اصرار نورز و مشتاقان هدایت قرآنی را دریاب.

آیه ۱۷ – ۳۲

قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ (۱۷)مِنْ أَیِّ شَیْ‏ءٍ خَلَقَهُ (۱۸)مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ (۱۹)

ثُمَّ السَّبیلَ یَسَّرَهُ (۲۰)ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ (۲۱)ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ (۲۲)

کَلاَّ لَمَّا یَقْضِ ما أَمَرَهُ (۲۳)فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ (۲۴)

أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا (۲۵)ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا (۲۶)فَأَنْبَتْنا فیها حَبًّا (۲۷)

وَ عِنَباً وَ قَضْباً (۲۸)وَ زَیْتُوناً وَ نَخْلاً (۲۹)وَ حَدائِقَ غُلْباً (۳۰)

وَ فاکِهَةً وَ أَبًّا (۳۱)مَتاعاً لَکُمْ وَ لِأَنْعامِکُمْ (۳۲)

انسان خود را از شنیدن قرآن بی نیاز می داند؛ زیرا قرآن فرامین خدا را منعکس می کند و او مطیع فرامین خدا نیست تا طالب شنیدن قرآن باشد.

مرگ بر انسان که چقدر حق پوش است.«۱۷» خدا او را از چه چیزى آفریده است که سزاوار حق­پوشی و ناسپاسی باشد؟«۱۸» او را از نطفه اى ناچیز آفرید. سپس حدّ و اندازه او را معین کرد.«۱۹» آن گاه راه درست را براى او آسان ساخت.«۲۰» سپس او را بمیرانْد و در گورش نهاد.«۲۱» آن­گاه چون بخواهد، او را حیات مى بخشد و برمى انگیزد.«۲۲» آیا انسان به ربوبیت جامع خدا نسبت به خویش توجه دارد؟ هرگز، او هنوز آنچه را خدا به وى فرمان داده، به جاى نیاورده است و از قرآن که منعکس­کننده فرامین خداست، بی نیازی می جوید.«۲۳»

پس انسان اگر می خواهد گرفتار حق پوشی وناسپاسی نسبت به خدای خویش نگردد و اگر طالب آن است که بنده خدا شود و فرامین او را به اجرا درآورد، کافی است که به غذای خویش بنگرد و در آن دقّت کند«۲۴» که ما آب را به صورت باران چنان که باید فرو ریختیم.«۲۵» سپس زمین را با رویش گیاهان، به خوبى شکافتیم«۲۶» و دانه در آن رویاندیم«۲۷» و درخت انگور و سبزیجات«۲۸» و درخت زیتون و درخت خرما«۲۹» و باغهایى انبوه از درختان بزرگ«۳۰» و میوه و چراگاه«۳۱» را رویاندیم تا شما و دامهایتان را بهره‌مند سازیم.«۳۲» انسان ببیند که آیا بجاست که فرامین چنین خدایی را بگذارد و از قرآن که منعکس کننده اوامر اوست، بی نیازی جوید؟!

نفرین و هشدار به انسان ناسپاس که فرامین پروردگارش را بجا نیاورده است

آفرینش انسان، رشد دادن او، میراندن و برزخ و قیامتش، همه در دست خداست، ولی اوامر او را اطاعت نمی کند. کافی است که انسان به غذای خود نظر کند تا حتی لحظه ای در پوشیدن جامه بندگی درنگ نورزد.

آیه ۳۳ – ۴۲

فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ (۳۳)یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخیهِ (۳۴)وَ أُمِّهِ وَ أَبیهِ (۳۵)

وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنیهِ (۳۶)لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنیهِ (۳۷)

وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ (۳۸)ضاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ (۳۹)وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْها غَبَرَةٌ (۴۰)

تَرْهَقُها قَتَرَةٌ (۴۱)أُولئِکَ هُمُ الْکَفَرَةُ الْفَجَرَةُ (۴۲)

انسان حق پوش و ناسپاس، به طرز عجیبی به این دنیا و کسان و بستگان خویش دل بسته است. به راحتی خود را از قرآن بی نیاز می بیند و فرامین پروردگارش را اجرا نمی کند و با خیال خام و پندار ناپخته خویش روزگار سپری می کند.

این جهان، سرانجام به آخرت خواهد پیوست؛ پس هنگامى که در صور دمیده شود و آن بانگ شدید کرکننده برآید،«۳۳» روزى که آدمى از برادرش مى گریزد«۳۴» و از مادر و پدرش«۳۵» و از همسر و پسرانش،«۳۶» زیرا هر کسى از ایشان آن روز کارى دارد که او را کفایت مى کند و از پرداختن به دیگران بازش مى دارد.«۳۷» آرى ، چون آن بانگ برآید و قیامت برپا گردد، در آن روز چهره هایى تابان‌اند«۳۸» خندان و شادمان‌اند.«۳۹» و چهره هایى در آن روز بر آنها غبار غم و اندوه نشسته است«۴۰» و سیاهى و تیرگى، آنها را فرا مى گیرد.«۴۱» اینان همان حق­پوشان بدکارِ گناه پیشه­اند.«۴۲»

ناسپاسان فاجر، چهره های غبارآلود و تاریک روز قیامت

آن‌گاه که قیامت فرا رسد و کسان و بستگان از یکدیگر فراری شوند، برخی شادمان خواهند بود، اما ناسپاسان فاجر، چهره هایی غبارآلود و تاریک خواهند داشت.

سیر هدایتی سوره

پیامبر رحمت(صلی‏الله‏علیه‏وآله) نسبت به پاک شدن او احساس مسئولیت می کند؛ تا جایی که به رغم دوری جستن و غرور بی‌جایش، او را مخاطب قرار می دهد و برایش قرآن می خواند. در این میان، پیش آمدی رخ می دهد و ناشایستگی او را برای شنیدن قرآن به اثبات می رساند؛ مردی نابینا مشتاقانه به محضر رسول خدا(صلی‏الله‏علیه‏وآله) شرفیاب می گردد؛ در حالی که از خدا خشیت دارد و طالب شنیدن قرآن از زبان مبارک پیامبر اسلام(صلی‏الله‏علیه‏وآله) است.

کافر مغرور با مشاهده این صحنه، به یاد شرف ساختگی خویش می افتد و شأن خود را بالاتر از آن می بیند که سخنان خدا را از زبان مرجع و ملجأ ضعیفان بشنود. چهره در هم می کشد و از آن حضرت روی گردان می شود. رسول رحمت خدا(صلی‏الله‏علیه‏وآله) هنوز هم از پاک شدن او ناامید نشده است. انسانی که خود را از قرآن بی نیاز می بیند، به قدری در پیشگاه خدا کم ارزش و بی مقدار است که خدا رسولش(صلی‏الله‏علیه‏وآله) را به سبب احساس مسئولیت زیاد نسبت به هدایت او مورد خطاب قرار می دهد و با بیان عظمت شأن قرآن کریم، از اصرار بر تزکیه او باز می دارد؛ تا جایی که از رسول خود(صلی‏الله‏علیه‏وآله) می‌خواهد که مبادا به خاطر این انسان مستغنی و مستکبر، از بندگان خواهان هدایت غافل شود. آری، او خود را از ضعفای طالب هدایت، برتر می بیند و با آمدن آنان به نزد تو، چهره در هم می کشد و پشت می کند و حال آنکه ارج و قرب آنان در پیشگاه خدا تا حدی است که راضی نمی شود تو به اندازه ذره ای از آنان غافل شوی و بر هدایت مستغنیان اصرار ورزی. اصلاً شأن قرآن فراتر از آن است که از کسی برای شنیدن آن خواهش کرد. این انسان است که باید متقاضی شنیدن کلام خدای خویش باشد. (آیات ۱ – ۱۶)

روی گردانی او از شنیدن قرآن، در حق پوشی و نافرمانی او ریشه دارد. همه مراحل خلق، تقدیر، رشد، مرگ و نشرش به دست خداست، اما اهل اجرای فرمان او نیست و به تبع، در پی قرآن هم نیست. انسان کافی است به طعام خویش نظر کند و نقش خدای متعالی در تهیه این طعام را مطالعه کند تا در پوشیدن جامه بندگی درنگ نورزد. (آیات ۱۷ – ۳۲)

او که از قرآن می گریزد و بنای بندگی ندارد، به چه دل خوش کرده است؟ تصور می کند تا چه زمانی در این دنیا خواهد بود و کسان و بستگانش تا کدامین وقت یار او خواهند بود؟ آیا در عاقبت خویش نظر نمی کند؟ آیا به فکر فردای خویش نیست؟!

هشدار و انذار کسانی که خود را از هدایت قرآنی بی نیاز می بینند

چرا که نسبت به پروردگار خویش ناسپاس‌اند و درصدد اجرای فرامین او نیستند.

 استناد و استدلال

تشخیص سیاقهای سوره

این سوره دارای سه سیاق است: آیه ۱ – ۱۶، آیه ۱۷ – ۳۲ و آیه ۳۳ – ۴۲٫

وجه گسست سیاق دوم از نخست: انفصال ادبی آیه هفدهم از آیات پیشین و آغاز سیر جدید مفهومی (ناسپاسی انسان دربرابر پروردگار) در این آیه.

وجه گسست سیاق سوم از دوم: آغاز سیر تازه مفهومی (برپایی قیامت) در آیه سی و سوم. گفتنی است که وجود «فاء» در ابتدای آیه سی و سوم، عامل اتصال درون سیاقی نیست، زیرا دو مجموعه مستقل از جملات را ربط می دهد.

تشخیص فضای سخن و جهت هدایتی سوره

فضای سخن و جهت هدایتی سیاق نخست

  1. فضای سخن: آیه اول و دوم، صحنه ای را به تصویر می کشد. سؤال این است که در این تصویر چند نفر مشاهده می شود؟ دو احتمال در این باره مطرح است:

‌أ.سه نفر: اول، کسی که ضمایر مرفوع (عبس و تولّی) به او برمی گردد. دوم، کسی که ضمیر منصوب به نزع خافض (جاءه (جاء إلیه)) راجع به اوست و سوم، (الأعمی)؛ یعنی فرد نابیناست.

‌ب.دو نفر: زیرا مرجع ضمیر منصوب به نزع خافض (جاءه) و ضمایر مرفوع (عبس و تولّی) یک نفر است.

احتمال نخست راجح است، زیرا (تولّی) به معنای پشت کردن است و از وضعیت فردی نسبت به فرد یا چیز دیگر خبر می دهد؛ بنابراین معنای تام آن با این بیان تشخیص داده می شود: (تولّی عن… ). پس آیه اول و دوم، به این صورت قابل مطالعه است: (عبس و تولّی (عنه) أن جاءه الأعمی). حال باید دانست که ضمیر منصوب به نزع خافض (جاءه) با ضمیر مجرور «عنه» هماهنگ است نه با ضمایر مرفوع (عبس و تولّی). به این ترتیب در صحنه ترسیمیِ این دو آیه، سه نفر مشاهده می شود.

آیه سوم تا انتهای سیاق، یکی از این سه نفر را مخاطب قرار داده و نسبت به رفتارش با دو نفر دیگر، با وی سخن گفته است. دو نفر دیگر در این آیات با این عناوین معرفی شده اند: (من استغنی) و (من جاءک یسعی و هو یخشی). حال باید دید که فرد مخاطب و هر یک از دو نفرِ معرفی شده در این آیات با کدام یک از سه شخصیت آیه اول و دوم مطابقت دارد؟

هماهنگی لفظی (جاءه) در آیه دوم، با (جاءک) در آیه هشتم، نشان می دهد که (من جاءک یسعی و هو یخشی) همان (الأعمی) و مخاطب آیات سوم تا انتهای سیاق، همان کسی است که ضمیر منصوب به نزع خافض (جاءه) به او برمی‌گردد. در نتیجه، (من استغنی) نیز همان کسی است که مرجع ضمایر مرفوع (عبس و تولّی) است. گفتنی است که توجه به هماهنگی معنوی آیات اول و دوم با آیات سوم تا شانزدهم نیز همین ادعا را تأیید می­کند.

از سوی دیگر با لحاظ اصالت خطاب به رسول اکرم(صلی‏الله‏علیه‏وآله) در قرآن کریم، مخاطب آیه سوم تا انتهای سیاق و مرجع ضمیر منصوب به نزع خافض (جاءه)، آن حضرت است.

می توان نتیجه گرفت که شخص نابینا دوان دوان و در حالت خشیت و خداترسی به سوی پیامبر(صلی‏الله‏علیه‏وآله) آمده و شخص دیگر با مشاهده این صحنه، عبوس شده و با حالت استغنا از آن حضرت روی گردانده است.

اینک باید دید که فرد نابینا به چه منظور این گونه شتابان به سوی آن حضرت آمده و فرد عبوس، خود را از چه بی نیاز دیده و پشت کرده است؟ آیات یازدهم تا شانزدهم، می فهماند که یکی طالب شنیدن قرآن بوده و دیگری خود را از شنیدن قرآن بی نیاز می دیده است.

طبق آیه ششم و هفتم، عکس العمل رسول حق(صلی‏الله‏علیه‏وآله) در این رویداد چنین بوده است که ایشان همچنان مصرّانه  درصدد توجه به فردی است که بر اثر احساس بی نیازی از قرآن، به آن جناب پشت کرده است. ایشان امید دارند که او تزکیه شود.

  1. جهت هدایتی

‌أ.آیه اول و دوم، نقش مستقیم هدایتی ندارد و در جایگاه تصویر کردن صحنه ای است که ادامه سیاق درصدد ایجاد هدایت نسبت به آن است.

‌ب.آیه سوم و چهارم، رسول خدا(صلی‏الله‏علیه‏وآله) را نسبت به تزکیه شدن و یا متذکر شدن فرد عبوس و روی گردان، ناامید می سازد.

‌ج.آیه پنجم تا هفتم، می فهماند که ادامه توجه آن حضرت به فرد پشت کننده، تصدی و توجه تمام به کسی است که خود را از قرآن بی نیاز می بیند؛ هرچند که این امر در احساس مسئولیت نسبت به تزکیه آن فرد ریشه دارد، ولی مسئولیت عدم تزکیه چنین فردی بر پیامبر اکرم(صلی‏الله‏علیه‏وآله) نیست.

‌د.آیه هشتم تا دهم، آن حضرت را متذکر می سازد که روی دیگر سکّه تصدی مسئولانه نسبت به هدایت فرد مستغنی، تلهی و غفلت از کسی است که مشتاقانه به دنبال هدایت قرآنی است.

‌ه.آن‌گاه (کلاّ) در ابتدای آیه یازدهم، این وضعیت را ردع می کند و محتوای پس از آن تا انتهای سیاق، از تذکره بودن قرآن سخن می گوید و ذکر آن را منوط به اختیار آدمیان می خواند. سپس شأن والای قرآن را به تصویر می کشد تا بفهماند که جا دارد انسان برای شنیدن قرآن مشتاق باشد و حتی التماس کند، نه اینکه با کبر و غرور روی گردان باشد و واسطه هدایت قرآنی با اصرار درصدد تزکیه او باشد.

وحدت اسلوبی آیات پنجم تا هفتم و آیات هشتم تا دهم، این دو مجموعه را در عرض یکدیگر قرار می دهد. مقدم شدن آیه سوم و چهارم، از اصالت مجموعه پنجم تا هفتم، نسبت به مجموعه هشتم تا دهم خبر می دهد. لحن آیات یازدهم تا شانزدهم نیز همین معنی را تأیید می کند.

 بنابراین جهت هدایتی این آیات با این بیان قابل ذکر است: «بازداری پیامبر(صلی‏الله‏علیه‏وآله) از تصدّی مسئولانه نسبت به تزکیه کسی که خود را از قرآن بی نیاز می بیند: ای رسول ما! برخی خود را از هدایت قرآن بی نیاز می بینند و با توهم شرف و مقام برای خویشتن، از تو روی گردانند. نسبت به تزکیه آنان مسئول نیستی، پس اصرار نورز و مشتاقان هدایت قرآنی را دریاب».

فضای سخن و جهت هدایتی سیاق دوم

  1. فضای سخن: آیه هفدهم حاکی از شدت حق پوشی و ناسپاسی انسان است و آیات هجدهم تا بیست و سوم، این واقعیت را چنین توضیح می دهد که خدا او را از نطفه ای آفریده و اعتدال بخشیده است؛ سپس راه را برای او آسان ساخته و او را میرانده و به عالم قبر وارد ساخته است. سپس هرگاه که بخواهد، او را از قبر برخواهد انگیخت، اما انسان ناسپاس به رغم همه اینها هنوز فرمان خدا را به جای نیاورده است. بجا بودن آیات بیست و چهارم تا سی و دوم نیز می فهماند که غفلت انسان از مظاهر محسوس و مشهود ربوبیت الهی، مانند نقش خدای متعالی در تهیه طعام آدمی و دامهایش، زمینه حق پوشی وناسپاسی او را فراهم ساخته است.
  2. جهت هدایتی

أ‌.در آیات هفدهم تا بیست و سوم، انسان ناسپاسِ مذکور مورد نفرین واقع می شود. سمت و سوی این نفرین آن است که انسان چرا به رغم ربوبیت جامع خدا نسبت به خویش، فرامین او را اجرا نمی کند؟!

ب‌.  آیات بیست و چهارم تا سی و دوم، انسان را به مطالعه طعام خویش دعوت می کند و در ادامه، نقش خدای متعالی برای تأمین غذای انسان و دامهای او را بیان می دارد. با توجه به سیاق، هدف از این دعوت و تبیین، بازداری انسان از ناسپاسی و نافرمانی دربرابر خداست.

روشن است که آیات این سیاق، ناسپاسی انسان را نشانه رفته و جهت هدایتی آن با این بیان قابل ذکر است: «نفرین و هشدار به انسان ناسپاس که فرامین پروردگارش را بجا نیاورده است: آفرینش انسان، رشد دادن او، میراندن و برزخ و قیامتش، همه در دست خداست، ولی اوامر او را اطاعت نمی کند. کافی است که انسان به غذای خود نظر کند تا حتی لحظه ای در پوشیدن جامه بندگی درنگ نورزد».

فضای سخن و جهت هدایتی سیاق سوم

  1. فضای سخن: بجا بودن این سیاق حاکی از فضای غفلت نسبت به فرارسیدن روز قیامت است. دل خوش کردن به کسان و بستگان، جنبه ای دیگر از فضای سخن است که آیات بیست و چهارم تا بیست و هفتم، از آن حکایت دارد. آنچه گفته شد، مربوط به ناسپاسان اهل فجور است و آیه انتهایی دلیل این ادعاست.
  2. جهت هدایتی: این آیات در قالب شرط و جزا طراحی شده است. جهت هدایتی با محوریت جزا و لحاظ شرط، قابل تشخیص است. جزای شرط، خود در دو فراز متقابل بیان شده است: آیه سی و هشتم و سی و نهم و آیه چهلم تا چهل و دوم. فراز اول، بیان کننده صورتهایی شادمان در روز قیامت است و فراز دوم، ترسیم کننده چهره هایی ظلمانی و غبارآلود در آن روز بزرگ است. معرفی مصداقی گروه دوم در آیه چهل و دوم، نشان دهنده اصالت فراز دوم نسبت به فراز نخست است.

براین‌اساس، جهت هدایتی این آیات چنین است: «ناسپاسان فاجر، چهره های غبارآلود و تاریک روز قیامت: آن‌گاه که قیامت فرا رسد و کسان و بستگان از یکدیگر فراری شوند، برخی شادمان خواهند بود، اما ناسپاسان فاجر، چهره هایی غبارآلود و تاریک خواهند داشت».

فضای سخن و جهت هدایتی سوره

  1. فضای سخن: با نگاهی هماهنگ به سیاق اول و دوم می توان فهمید که فرد مستغنی از هدایت قرآنی در سیاق نخست، مصداق انسان ناسپاس سیاق دوم است؛ همان که به رغم ربوبیت الهی نسبت به خویش، فرامین او را اجرا نمی کند و به همین دلیل است که از شنیدن وحی الهی استغنا می ورزد و با احساس خودبرتر بینی نسبت به ضعفا، از رسول خدا(صلی‏الله‏علیه‏وآله) روی گردان می شود. ضمیمه کردن فضای سیاق سوم نیز نشان می دهد که این فرد از فرارسیدن روز قیامت غافل است و به کسان و بستگان خود دل خوش کرده است.
  2. جهت هدایتی

‌أ.در کشف جهت هدایتی سیاق نخست دانستیم که در مقام خطاب با رسول خدا(صلی‏الله‏علیه‏وآله) و به تبع آن، درصدد ایجاد تأثیر هدایتی نسبت به ایشان است. این استفاده در نگاه استقلالی به این سیاق کاملاً بجا و درست است، اما نگاه جامع به فضای سوره می فهماند که همین سیاق در حیثیت ارتباطی، درصدد توبیخ و تنبیه فرد مستغنی از هدایت قرآنی است. این ادعا از آن روست که جهت هدایتی سیاق دوم و سوم بر فرد مستغنی از هدایت متمرکز شده است و سیاق نخست هم قابلیت تأثیرگذاری بر او را دارد.

توضیح اینکه انسانی که خود را از قرآن بی نیاز می بیند، به قدری در پیشگاه خدا کم ارزش و بی مقدار است که خدا رسولش(صلی‏الله‏علیه‏وآله) را به سبب احساس مسئولیت زیاد نسبت به هدایت او مورد خطاب قرار می دهد و با بیان عظمت شأن قرآن کریم، از اصرار بر تزکیه او بازمی دارد؛ تا جایی که از رسول خود(صلی‏الله‏علیه‏وآله) می خواهد که مبادا به خاطر این انسان مستغنی و مستکبر، از بندگان خواهان هدایت غافل شود. آری، او خود را از ضعفای طالب هدایت برتر می بیند و با آمدن آنان به نزد تو، چهره در هم می کشد و پشت می کند و حال آنکه ارج و قرب آنان در پیشگاه خدا تا حدی است که راضی نمی‌شود تو به اندازه ذره ای از آنان غافل شوی و بر هدایت مستغنیان اصرار ورزی. اصلاً شأن قرآن فراتر از آن است که از کسی برای شنیدن آن خواهش کرد. این انسان است که باید متقاضی شنیدن کلام خدای خویش باشد.

‌ب.سیاق دوم در ادامه توبیخ مستفاد از سیاق نخست، قبح رفتار انسان مستغنی از هدایت قرآنی را به نمایش می گذارد. او به رسول خدا(صلی‏الله‏علیه‏وآله) پشت می کند و طالب هدایت نیست؛ چون اصلاً مطیع فرامین خدا نیست تا بخواهد قرآن را بشنود و دستورات رب خویش را بداند؛ بنابراین روی‌گردانی او از هدایت قرآنی، در ناسپاسی و نافرمانی او ریشه دارد. همه مراحل خلق، تقدیر،  رشد، مرگ و نشرش به دست خداست، اما اهل اجرای فرمان او نیست و به تبع، در پی قرآن هم نیست. انسان کافی است به طعام خویش نظر کند و نقش خدای متعالی در تهیه این طعام را مطالعه کند تا گرفتار حق پوشی و ناسپاسی نگردد و در پوشیدن جامه بندگی درنگ نورزد.

‌ج.سیاق سوم، هشدار سوره نسبت به فرد مستغنی از هدایت قرآنی را به کمال خود می رساند و او را نسبت به فرا رسیدن قیامت و عاقبت خفّتبار خویش در قیامت هشدار می دهد و انذار می کند.

بر این ‌اساس جهت هدایتی سوره مبارکه چنین است: «هشدار و انذار کسانی که خود را از هدایت قرآنی بی‌نیاز می بینند؛ چرا که نسبت به پروردگار خویش ناسپاس‌اند و درصدد اجرای فرامین او نیستند».





نوع مطلب : آشنایی با سوره ها، قرآن خواندن، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 6 مهر 1390
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی