در تفسیر و توجیه رفتار پیغمبر هم عیناً همین مطلب هست. همینطور كه سخن پیغمبر معنى دارد و براى یك معنى ادا شده است، رفتارهاى پیغمبر هم همه معنى و تفسیر دارد و باید در آنها تعمق كرد:
«لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسولِ اللَّهِ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْاخِرَ.»
مخصوصاً با تعبیرى كه قرآن مىگوید كه در وجود پیغمبر اسوه و تأسّىاى است براى شما، و وجود پیغمبر كانونى است كه ما از آن كانون باید [روش زندگى را] استخراج كنیم. صِرف اینكه یك نفر بیاید كلمات پیغمبر را روایت كند [كافى نیست]. خیلى راویها هستند كه چیزى درك نمىكنند. اینكه ما بیاییم تاریخ پیغمبر اكرم را نقل كنیم كه پیغمبر اكرم در فلان جا چنین كرد كافى نیست، تفسیر و توجیه عمل پیغمبر مهم است. در فلان جا پیغمبر اینطور رفتار كرد، چرا اینطور رفتار كرد؟ چه منظورى داشت؟ پس همینطور كه گفتار پیغمبر نیاز به تعمق و تفسیر دارد، رفتار پیغمبر هم نیاز به تعمق و تفسیر دارد.
مجموعه آثاراستادشهیدمطهرى، ج16، ص: 48
طبقه بندی: تفسیر،
برچسب ها: القرآن عهد اللَّه، دارالقرآن، دارالقرآندارالقرآن دانشگاه امام صادق علیه السلام، دانشگاه امام صادق، دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق،
عرضه مجلدات قرآنی
زمان:
دوشنبه 25 اردیبهشت
لغایت
چهارشنبه 27 اردیبهشت
بعد از نمازهای عصر و عشا
مکان:
ورودی مسجد دانشگاه
امام صادق علیه السلام
طبقه بندی: خبر،
در قرآن از جمله مسائلى كه هست ما مىبینیم كه همین مسائل تاریخ شخصى به این معناست، یعنى امورى را كه مربوط به افراد و اشخاص است كه فلان فرد و فلان شخص چه كرد نقل مىكند و حتى در بعضى موارد تصریح مىكند كه فلان شخصیت را اسوه قرار بدهید، مثل اینكه راجع به زندگى پیغمبر اكرم هست و تصریح به اینكه
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فى رَسولِ اللَّهِ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْاخِرَ
، یا راجع به ابراهیم وَ الَّذینَ مَعَهُ و كسانى كه همراه ابراهیم بودند:
قَدْ كانَتْ لَكُمْ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ فى ابْراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهُ
آیه اول در سوره احزاب است و آیه دوم در سوره ممتحنه. كما اینكه قرآن عنایت ندارد كه شخصیتها را از آن جهت كه شخصیتها هستند [مطرح كند، بلكه افرادى را مطرح مىكند] از آن جهت كه فكر یا عمل آنها چه به صورت مثبت چه به صورت منفى مىتواند مورد بهره قرار بگیرد، مىخواهد شخصیت باشند یا نباشند.
ما مىبینیم كه قرآن لقمان را [مطرح كرده است،] این لقمانى كه ما مىگوییم لقمان حكیم، اینچنین نبوده كه یك فیلسوف مشهورى در زمان خودش باشد مثل سقراط یا ارسطو و قرآن یك شخصیت مشهور را نقل كرده. اتفاقاً در زمان خودش كسى نبوده، یك غلام و برده سیاه بوده، بدشكل و بدرنگ و بدهیكل هم بوده است ولى یك مرد روشن بین و حقیقت بین و كسى بوده كه حكمت ایمانى داشته. آنوقت مىبینیم قرآن این را به نام حكیم عَلَم كرد- و واقعاً هم حكیم بود- و جملههاى این مرد را نقل كرد و یك سوره را به نام او قرار داد، یعنى نام این غلام و برده را به عنوان یك اسوه براى مسلمین براى همیشه زنده نگه داشت.
یا اصحاب كهف چه افرادى بودند؟ پنج شش نفر افراد خیلى عادى كه یك شغل خیلى كوچكى داشتند. یا مؤمن آل فرعون و یا مؤمن آل یاسین.
تاریخِ به این معنا یك علم نقلى است و غالباً كتابهاى تاریخى قدیم ما همین تاریخ نقلى است یعنى تاریخى است كه حوادث و وقایع جزئى و مشخص را براى ما ثبت كردهاند و این هم در حد خودش مىتواند مفید واقع بشود.
مجموعه آثاراستادشهیدمطهرى، ج15، ص: 838طبقه بندی: تفسیر،
برچسب ها: القرآن عهد اللَّه، دارالقرآن، دارالقرآندارالقرآن دانشگاه امام صادق علیه السلام، دانشگاه امام صادق، دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق علیه السلام، دارالقرآن الکریم دانشگاه امام صادق،
طبقه بندی: مجله شبنم وحی،
تبلیغات 

